محمد خوانسارى
280
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
5 - جامد ( - / مشتق ) . « و همچنين اسم يا موضوع باشد چون ضرب ، يا مشتق بود چون ضارب و مضروب . و فعل در بيشتر لغات مشتقّ بود چنان كه در لغت عرب از اسمى مشتق است كه آن را مصدر مىخوانند » ( اساس ، ص 15 ) . موضوع له آنچه لفظ به ازاى آن وضع شده است . مهمل 1 - قضيهاى كه در آن افراد موضوع ملحوظ باشد ، اما مقرون به سور كه دالّ بر كميت افراد است نباشد . مانند « انسان در زيان است » ( - قضيهء مهمله ) ( - / قضيّهء محصوره يا مسوّره ) . 2 - لفظى كه به ازاى معنائى وضع نشده باشد ، لفظ بدون معنى . ( - / مفيد ، موضوع ، مستعمل ) .